شاید بزرگترین آسیب در مسیر توسعه «تحقیقات بازاریابی» در ایران عدم توانایی در اجرای آن باشد.
علاوه بر نگرش در حوزه مدیران به عنوان عامل کلیدی محرک در توسعه و بسط کسب و کار مبتنی بر دانش روز از جمله رهیافت «تحقیقات بازاریابی» کمبود متخصصان حوزه مدیریت و به خصوص مدیریت بازاریابی در کشور عاملی کلیدی است که مدیران داخلی را در این بستر با چالش مواجه ساخته است.
مرکزمشاوره مدیریت ایران تازه افتخار دارد به عنوان «متمایز ترین» مجری عملیاتی و کاربردی در حوزه های تخصصی مدیریت کلیه نیاز علمی و کاربردی مدیران ارشد سازمانها را مبتنی بر یک نگرش دانش بنیان knowledge base مرتفع نموده و سازمان های ایرانی را به عنوان واحدهای تشکیل دهنده جامع، به سمت یادگیری و شکل گیری سازمان یادگیرنده Learning org پیش برد .
مرکز مدیریت ایران تازه افتخار دارد با بهره گیری از متخصصان مجرب در حوزه های کلیدی علم مدیریت و علم مدیریت تقاضا و به خصوص شاهراه «تحقیقات بازاریابی» خدمات مبتنی بر علوم خود را بر اساس نگاه استراتژیک و ماهیت وجودی سازمان ها از ابتدایی ترین مراحل تا تحلیل، نتیجه و تدوین ارائه نماید.
مرکز مشاوره مدیریت ایران تازه افتخار دارد پس از بدست گیری و اجرای موفق پروژه های خرد و کلان کسب و کار در حوزه داخلی و خارجی، اینک و به سبب پیوستگی ارتباط با جدیدترین متدها، روش، مقالات و دست یافته های حوزه مدیریت جهانی، به پیاده سازی پروژه های «تحقیقات بازار» تدوین مسیر استراتژیک و بنیان سازی علمی سازمان ها برای بنگاه های خرد و کلان اقتصادی پرداخته و به اجرای عملی مدیریت مبتنی بر دانش جهانی در حوزه صنایع داخلی اقدام نماید.
و تلاشی مضاعف نماید برای تحقق شاهراه «بقا، توسعه، شکوفایی» سازمانهای داخلی.
مرکز مدیریت ایران تازه با کمال افتخار، به راهکاری تازه برای ایرانی آباد می اندیشد.
بسط و توسعه علوم در گرو تحقیق است. جمع آوری، طبقه بندی، پالایش و پردازش داده های حاصل از مشاهدات و واکاوی های بشر است که بنیان مفروضات وی گردیده، یا آنها را قبول و یا رد نموده است. و این مفروضات است که تئوریها و علوم را شکل داده و موجب توسعه آن و فراهم سازی بستر پیشرفت جوامع گردیده است.
اساساً «تحقیق» و پژوهش در لغت به معنی «واکاوی موشکافانه» می باشد. و درکاربرد علمی آن، به آن دسته از فعالیت های انسانی و مطالعاتی پیرامون یک سوال یا مساله یا فرض به منظور بدست آمدن جواب، قبول یا رد آن فرض، اطلاق می گردد. تحقیقات به لحاظ ماهیت بدست گیری اطلاعات به دسته های مشاهده ای، میدانی، کتابخانه ای و ... به لحاظ نوع مساله و داده های بدست آمده به «کیفی» و «کمی» و بنابر نوع نتیجه گیری به دسته های توصیفی علّی، آزمایشگاهی تجربی، شهودی و ... تقسیم می گردند.
«بازاریابی» به عنوان «علم مدیریت تقاضا» و شاهرگ بنیادی بقای سازمانها و بنگاههای اقتصادی به عنوان اجزای تشکیل دهنده جامعه، از نزدیکترین علوم به مبحث «تحقیقات» است. از این روست که پیوند این دو، رهیافتی نوین تحت عنوان «تحقیقات بازاریابی» را بنیان نهاده است. که خود به عنوان رشته ای دانشگاهی و در سازمانها به عنوان دپارتمانی مستقل در حال توسعه است.
تحقیقات بازاریابی چیست؟
آن دسته از پژوهش ها پیرامون یک مساله در حوزه بازاریابی و گرد آوری داده ها، تبدیل آن به اطلاعات و تحلیل اطلاعات و پیگیری پیوندهای آن در مباحثی چون: عرضه، تقاضا، آمیخته بازاریابی، رفتارمصرف کننده، توسعه نام تجاری، استراتژی سازمانی، عارضه یابی سازمانی، منابع انسانی حوزه بازاریابی و مفاهیمی چون بخش بندی، جایگاه سازی و هدف گذاری را شامل می گردد . «تحقیقات بازاریابی» با تعیین جایگاه فعلی بنگاه اقتصادی در صنعت، تحلیل عمومی صنعت و رقبا و تشخیص نقاط انحرافی احتمالی بهتری را برای تدوین جایگاه مطلوب فراهم می آورد.
در حوزه مطالعاتی از این شیوه تحقیق گاه به عنوان «تحقیقات بازار» نیز یاد می گردد که متخصصین این حوزه ضمن تایید مشابهت ها با مفهوم «تحقیقات بازاریابی» نقاط افتراقی را نیز قائل می شوند. از آن جمله می توان به بررسی اختصاصی روابط بازار، روابط بین چند بنگاه در بازار همسان یا ناهمسان، تامین کنندگان و زینفعان در حوزه «تحقیقات بازار» اشاره داشت که ضمن تایید، کارشناسان، مباحث این حوزه را نیز زیر مجموعه ای از «تحقیقات بازاریابی» دانسته اند. در واقع «تحقیقات بازاریابی» به مفهومی جهان شمول اطلاق می گردد.
کاربردهای حوزه «تحقیقات بازاریابی» (در یک نگرش کاربردی) چیست؟
به طورکلی حوزه های کاربردی در فرآیند تحقیقات بازاریابی به هر نوع پژوهش پیرامون روابط دو یا چند مفهوم و متغیر در این حوزه تفکیک می گردد. اما با نگاه کاربردی در حل مسائل سازمانی، به طور اخص حوزه های کاربرد تحقیقات بازاریابی را می توان در محورهای زیر تشریح کرد: «تحقیقات بازاریابی» وظیفه دارد کلیه اطلاعات در حوزه بازاریابی سازمان را در هر شکل دلخواه برای تصمیم گیری مدیریت فراهم کند.
1.تعیین جایگاه بنگاه اقتصادی در صنعت متبوع.
2. اندازه گیری سهم بازار محصولات فعلی و تخمین سهم بازار محصولات آتی.
3. شناسایی بازار و مخاطبان هدف( با نگرش حفظ و توسعه)
4. تدوین مسیر موثر و کارای تبلیغاتی با توجه به ویژگی های محصول و قیمت گذاری و شیوه توزیع و تحلیل آمیخته تبلیغات5M با نگرش ارتباطات یکپارچه بازاریابیIMC
5. شناسایی عارضه های سازمانی و جلوگیری از عارضه های احتمالی.
6. تحلیل آمیخته بازاریابی P4 بنگاه اقتصادی و تکنیک های اجرای آن.
7. شناسایی ویژگی های محصولات فعلی با طراحی سبد محصولات جدید بر اساس نگرش راهبردی سازمان.
8. شناسایی استراتژی های ورود به بازار.
9. شناسایی و ایجاد مزیت های
10. خلق ویژگی های رقابتی core competencies
11. تدوین تحلیل های محیطی بنگاه اقتصادیPEST
12. تدوین تحلیل نقاط ضعف، قوت، تهدیدها و فرصت های پیشروی بنگاه اقتصادی SWOT
13. بررسی ورود به کسب و کار جدید New exsisting business
14. تحلیل رفتار مصرف کننده نهایی و واسطه ای منطبق بر سبد محصول و شناخت ویژگی های نگرشی.
15. تشخیص معیارهای تدوین اهداف بلند مدت، میان مدت، کوتاه مدت،سیاست ها، رویه ها و روش های انجام فرآیند های سازمانی.
16. تشخیص معیارهای تدوین چشم انداز سازمان visien statement
17. تدوین فرآیند ساختن نام تجاری Brand building و توسعه نام تجاری
18. شناخت جایگاه سازی، بخش بندی و هدف گذاری هر محصول منطبق بر بازارهای هدف سازمان STP
19. تعیین مسیرهای بهینه سازی و بهره وری سازمانی و با نگرش کارایی و اثربخشی شامل کنترل و کاهش هزینه های سازمانی
20. طراحی مدل بازخور فرآیندهای سازمانی Feed back
علاوه بر این، حوزه کاربردی تحقیقات بازار موظف است به کلیه ابهامات سازمانی مسائل جدید پیشرو و انعطاف در برابر تغییرات محیطی و بحران های احتمالی پاسخگو باشد.
بسته ی «تحقیقات بازاریابی» هر بنگاه اقتصادی می تواند موارد کاربردی دیگری را نیز در حوزه مدیریت کلان سازمان شامل گردد. از آن جمله می توان به تدوین چرخه عمر محصولPLC ، تحلیل عمومی صنایع یک منطقه، حصول نگرش استراتژیک منابع انسانی حوزه بازاریابی Str.hr ، طراحی سامانه اطلاعات بازاریابی سازمانی به منظور یکپارچه سازی اطلاعات در سطوح مختلف سازمانی MKIS و تصمیم سازی و تصمیم گیری مدیران اشاره داشت.
اهمیت «تحقیقات بازاریابی»
بنابر آنچه رفت، «تحقیقات» بازاریابی از منظر شناخت جایگاه فعلی یک بنگاه اقتصادی در صنعت تابعه، عارضه های احتمالی، شناسایی نقطه مطلوب و چشم انداز اصلی بنگاه و تدوین مسیرهای منتج به این نقطه مطلوب وشناسایی فرآیندهای اصلی سازمان در حوزه روابط درونی و بیرونی از اهمیت بنیادی برخوردار است.
هر سازمان برای بقا، توسعه و شکوفایی لاجرم به حرکت صحیح و اصولی در مسیرهای یاد شده است. اهمیت «تحقیقات بازاریابی» در هر سازمان و برای هر حرکت به دلیل کسب «شناخت» از شاهراه «بقا، توسعه، شکوفایی» سازمانی دو چندان معلوم می گردد. همین اهمیت است که جایگاه «تحقیقات بازاریابی» در حوزه کسب و کار بین الملل تا سطح «مقدمه ای پیش از انجام کلیه امور» پیش برده و به عنوان ابزار اصلی تصمیم گیری های خرد و کلان مدیران عالی، ارشد و میانی سازمانها، نهادها و حتی دولت ها در سطح جهانی مطرح گردیده است. بررسی های مطالعاتی شرکتهای صاحب نام بین المللی درحوزه تحقیقات بازاریابی به عنوان الگویی صحیح در این زمینه و تاکید دوباره بر اهمیت این حوزه می تواند به عنوان راه گشا و سرنخی برای صنایع داخلی محسوب و مطالعه گردد:
طی سالیان اخیر در حوزه داخلی نیز برخی حرکت های مفید و موثر در زمینه «تحقیقات بازاریابی» به عمل آمده که به دلیل فقدان این امر و عدم همه گیری آن در سطح خرد کسب و کار و صنایع، آن دسته از شرکتهای همسو با این مسیر به جهش های حیرت انگیز و موفقیت های کلان در این زمینه دست یافته اند و از تحقیقات بازاریابی نوعی «مزیت رقابتی» برای خود ساخته اند.اما آنچه حائز اهمیت و نقد است ضعف نگرش صنایع داخلی در حوزه تحقیقات بازاریابی است. فرهنگ سازی در زمینه تقویت این نگرش، توجه به پیامدهای مثبت سازمانی، ایجاد مزیت های گوناگون رقابتی، تحکیم سازمانی و کاهش آسیب پذیری در برابر تغییرات محیطی جزئی، بهبود سازمانی و در نهایت تعالی جامعه، تنها بخشی از آثار حرکت «صحیح» در مسیر توسعه رهیافت «تحقیقات بازاریابی» است.
البته عدم وجود مراکز تخصصی ارائه دهنده خدمات تخصصی، عدم آموزش صحیح مدیران در این حوزه و عدم باروری عمومی فضای کسب و کار داخلی و صنایع در نگرش علمی آسیب هایی است که تا حدودی شاهراه تحقیقات بازاریابی را با مانع مواجه و مدیران را برای تصمیم گیری تا حدودی سردرگم ساخته است.اما چاره چیست؟!
بازاریابی
«« نقص »» در بشر عاملی است که او را وادار می سازد در برابر احساسات درونی و کنش های بیرونی ، واکنش ها متقابل داشته و عدم تکامل خود را با دست آویزی به محیط پیرامون و مصنوعات ساخته شده ناشی از «قوه اختیار» خود جبران نموده و «حس محرومیت» را در خود رفع نماید.(2007,KOTLER)
کنش هایی از قبیل : سرما ، گرما ، طوفان ، سیل ، گرسنگی ، عشق ، احترام و پوشش همه محرک هایی هستند که انسان را وادار به واکنش نموده و «نیاز» را در او نهادینه ساخته اند.سپس نیاز به عنوان خصلتی و خاصیتی خدادادی از سرمنشأ نقص بشری او را پیوسته در جستجوی راهی و مسیری برای رفع محرومیت خود قرار داده است.
اما نوع بشر گسترده است و از شرق تا غرب گیتی او را پراکنده ساخته و در مسیر حرکت تاریخ بشری این گستردگی ، قومیت ، نژاد ، فرهنگ ، رسوم و ارزشهای گوناگون را برای او سبب شده است. در نتیجه نیاز به عنوان نهادی مشترک در نوع بشر به دلیل این افتراقات ، شکل دهی گوناگونی از رفع نیاز را به خود دیده که در قالب «خواسته» بروز یافته است. همین اشتراکات و اختلافات ، بشر را در بدست آوردن خواسته هایش به تعامل و «مبادله» سوق داده و آنگاه که خواسته ای داشته و چیزی با ارزش «پول» برای بدست آوردن خواسته اش، «متقاضی» نام گرفته است .
قوه اختیار «شکل های گوناگونی از رفع نیاز و بدست آوردن خواسته را که برای بشر«ارزش» دارد را موجب شد و آن را «کالا» (یا خدمت) نامیده که متناسب بود یا همان ارزشها و باورها و افتراقات بشری ناشی از پراکندگی های او.
گستردگی ها و پیچیدگی های انسانی ناگریز او را به «مدیریت تقاضا» هایش سوق داد و این مفهوم را تا سر حد «علم» پیش برد . و بازارها ، کالاها ، مبادلات کمپانی ها ، کار ، رفاه و بسیاری از تعاملات و پارادایم های اجتماعی را پدید آورد.
«ثروت» در کنار حس تنوع طلبی بشر در شکل های بدست آوردن خواسته هایش ، رقابت ، خلاقیت ، گوناگونی در کالاهای یا ماهیت مشابه و «تکه تکه» شدن بازارها را سبب گشت.
امروزدیگر «نیازهای اولیه» بشر رفع و خواسته هایش برآورده شده است. دغدغه امروز او دیگر گرسنه نماندن نیست بلکه «کیفیت سیر شدن» و چگونگی آن مطرح است .«هسته ماهیتی» هر کالا اولویت چندم را یافته و آنچه مطرح است «آن چیزی است که بیش از آنچه که می- رم دریافت می کنم» و خود این مفهوم «ارزش افزوده»را پدیدار می سازد.
جایگاه اجتماعی ایجاد شده در پی استفاده از کالایی خاص ، راحتی بیشتر در کاربرد ، خرید محصولی که نیازی ندانسته را رفع می کند ، آنچه که «بعد از خرید» محصول اعطاء می شود و دهها و صدها مزیت دیگر آن چیزهایی است که بشر را به «مصرف» ترغیب می کند و رفتار او را شکل می دهد . رفتار سازمان ها را دگرگون می سازد و «فرایند نام سازی» برای کالاها را پدید می آورد .
«قیمت گذاری ها» را دست خوش تغییر می کند و «بخش بندی» ، «هدفگذاری» و «جایگاه سازی» را در بازار معنا می بخشد . این چنین است که «ارزش افزوده ناشی از استفاده از کالایی خاص» در رأس قرار می گیردو همه تحولات بازار را سبب و«بازار رقابتی»و پویایی محیطی و انعطاف سازمانی را موجب می شود . بخشی از این ارزش افزوده در رفع نیازها ، امروزه در قالب «خدمات» بروز یافته و یکی از مفاهیم اساسی « علم مدیریت تقاضا» را پدید آورده است.
«خدمات» علاوه بر کارکرد بعنوان بخش اساسی در ایجاد ارزش افزوده ، خود بعنوان شکلی از رفع نیاز به عنوان کالایی «ناملموس» در کنار محصولات قابل مشاهده ، یکی از مفاهیم اساسی امروز مدیریت تقاضاست که همین اهمیت است که پژوهش در این مقال را واجب می سازد.
در این میان و از سویی دیگر تحلیل در سازمانها و بنگاههای اقتصادی بعنوان واحدهای ارزش آفرین و ایجاد کننده ثروت و رفاه اجتماعی «واحدهای شکل دهنده جوامع بشری» و به کارگیری علم مدیریت تقاضا در آن واجبی دیگر است که بنگاههای اقتصادی را در بقاء ، ثبات و تعالی ناچار به آمادگی دائمی در برابر تغییرات روز به روز محیط رقابتی می کند و «رفتار سازمانی» را رقم می زند.
دقت در احوالات سازمانها و کمپانی ها و روابط پیرامونی ، رقبا و اهمیت آن ، خود سازمان ها را گاه در «جایگاه مشتری» و واحدی زنده که «نیاز» دارد و ناچار به رفع نیاز است قرار می دهد که شکل های مختلف رفع نیاز ، مفاهیم روابط بازار و مصرف کننده و ... نیز بر آن مصداق می یابد.
به دلیل ماهیت سازمانها و نوع فعالیت و ابعاد آن ، بخش خدمات از جایگاه بالاتری در رفع نیاز سازمانها برخوردار بوده و مفاهیم و رهیافت های نوینی چون «بازاریابی خدمات»و «بازاریابی خدمات بین واحدهای کسب و کار» را پدید آورده است.
نظر به اهمیت حوزه خدمات به عنوان یکی از مفاهیم اساسی بازاریابی ، پس از ماهیت شناسی و نگاه ریشه ای در مسیر این حوزه و تأکید بر گستردگی آن ، پژوهنده در صدد است با بدست گیری بخشی از این حوزه و پژوهش در آن با نگاهی ریشه ای و پیرامونی ، گوشه ای از این «جورچین» نامتناهی را در این حوزه تقریبا بکر کامل کرده یا حداقل در راستای آن تلاش نماید.
بازاریابی:
گسترش روز افزون و دربرگیرندگی مفاهیمی از نیاز، خواسته تا مبادله، معامله، عرضه و تقاضا، گسترۀ بازاریابی را تا سطح «علم مدیریت تقاضا» افزایش داده.
از نگاه ایران تازه فلسفۀ بازاریابی در 4 هدف حداکثری خلاصه می شود: حداکثر رساندن مصرف، حداکثر رساندن رضایت مشتری، به حداکثر رساندن حق انتخاب، به حداکثر رساندن کیفیت زندگی
"بازاریابی فرآیندی مدیریتی - اجتماعی است که بوسیلۀ آن افراد و گروه ها از طریق تولید و مبادلۀ کالا به تأمین نیازها و خواسته های خود اقدام می کنند".
مدیریت بازاریابی اجرای این فعالیت منطبق بر اهداف سازمانی در بالفعل سازی مشتریان بالقوۀ محصولات سازمان است. در این راه مدیر بازاریابی از تجزیه و تحلیل، برنامه ریزی اجرا و کنترل (وظایف اساسی مدیر) متمرکز بر فرآیند بازاریابی بهره می گیرد.
ابزارهای این راه شناسایی 4P ، حرکت در مسیر STP، توجه بر PEST ، توسعۀ BRAND و در نهایت ایجاب و بسط نگاه جامع PERMS است.
بازاریابی بسترسازی برای شکل گیری صحیح همۀ فرآیندهای سازمانی است که میوۀ آن «فروش مؤثر» است و این نگاه ایران تازه است!
ایران تازه
بازاریابی اصلی ترین فرایند در عملیات کسب و کار هر بنگاه اقتصادی است. مرکزمشاوره مدیریت ایران تازه با ایجاد نگرش تفکیکی بین اجزای فرایند بازاریابی هر سازمان و سایر اجزای آن نظیر فروش، بازاریابی را بستر سازی سازمانی برای نیل به فروش مطلوب می داند.
وظیفه بازاریابی شناسایی نیازهای اجتماعی، بررسی خواسته ها و پاسخ دهی صحیح به تقاضا هاست از طریق مبادلات پولی و مالی.اصلی ترین رسالت فرایند بازاریابی در هر سازمان، توسعه نگرش مستحکم از محصولات آن سازمان بین مخاطبین هدفِ بالقوه و تلاش در بالفعل سازی آنان است. بازاریابی به بخشبندی، هدفگذاری و جایگاه سازیِ هر محصول می اندیشد و حفظ بازارهای فعلی و توسعه بازارهای جدید را در سر می پروراند. بازاریابی شریان وجودی سازمان هاست.
منطبق بر این تفکر مرکز مدیریت ایران تازه با بومی سازی و عملیاتی سازی آخرین متد های بین الملی در حوزه بازاریابی، شرح خدمات خود را به ترتیب زیر ارائه می نماید:
- برنامه بازاریابی
شامل نحوه چگونگی ،حجم و مدت زمان اجرای عملیات بازاریابی
- بازار هدف
- بازاریابی مستقیم و غیر مستقیم
شامل طرح بازاریابی از کانال های غیر حضوری
- استراتژی بازاریابی
شامل نحوه عملکرد سازمان در موقعیتهای گوناگون بازار
- برنامه تبلیغاتی بلند مدت
شامل چگونگی و مدت زمان بهمراه حجم تبلیغات،بودجه بندی
- بررسی اثر بخشی رسانه ای
منابع انسانی؛
اصطلاحی که از دهۀ 70 میلادی در فرهنگ مدیریت باب شده است و معلوم نیست که چرا پیش از آن باب نبوده است!
اهمیت مبحث منابع انسانی در سازمان ها، نیروی انسانی را در هر سازمان تا سرحد سرمایه های اصلی پیش برده و چالش ها، شیوه و روش-های موجود در این حوزه و گستردگی آن نشان دهندۀ اهمیت پرشمار این قضیه است. اهمیت سرمایۀ انسانی تا آنجاست که سعادت و سقوط یک سازمان را می تواند در گرو خود درآورده و هزینۀ نامتناهی به بلندمدت یا صرفه جویی های سازمانی را به سازمان ها تحمیل کند یا به ارمغان آورد.
مدیریت منابع انسانی
درک اهمیت نیروی انسانی به عنوان عنصر حیاتی در کسب اهداف سازمانی و مدیریت و بهره وری از این سرمایه در فعالیت ها به گونه ای مؤثر برای نیل به اهداف سازمان به طور مؤثر و منصفانه که منافع فرد، سازمان و جامعه را تضمین نماید".
ابزارهای دستیابی به این مهم، بخش های مدیریت منابع انسانی را ایجاد کرده است. تجزیه و طراحی شغل، تدوین شرایط احراز مشاغل، فرآیندهای انگیزشی، گردش و توسعۀ شغلی، جذب و گزینش مؤثر، متدهای ارزیابی و تدوین معیارهای عملکرد، نظام های تشویق و تنبیه، طبقه بندی و ارزشیابی مشاغل، طراحی ساعت کار و دستمزد هدفمند، آئین نامه های انضباطی، توجه بع یادگیری سازمانی، تعالی کیفیت زندگی افراد، مزایای جانبی شغل، برقراری انسجام سازمانی، همخوانی شغل - شاغل، سازمان - شاغل و اهمیت ویژگی های شخصیتی افراد و رفاه کارکنان، همه ابزارهایی هستند که مسیر اصلی را بنیان گذاری می کنند، بهره وری سرمایۀ انسانی!
مرکز مدیریت ایران تازه با بهره گیری از نیروهای مجرب و متخصص در حوزۀ منابع انسانی به نیازهای گوناگون شرکت ها و نهادها در این حوزه به صورت اجرایی و عملیاتی، پاسخگو بوده و با ایجاد یک « نظام جامع و اختصاصی جستجو، جذب، گزینش و آموزش نیروهای متخصص در حوزه های گوناگون مدیریت» به شناسایی متخصصین و پیوند آنان با صنایع و کسب و کارهای گوناگون منطبق بر ویژگی های فردی و ذاتی هر فرد می پردازد.
امروزه سرمایه های انسانی بهره ور برای سازمان ها به عنوان یک «مزیت رقابتی» مهم تلقی می گردند. برای خود مزیت سازی کنید! این نگاه ایران تازه است!
آموزش سازمان یادگیرنده
"آموزش تجربه ای است مبتنی بر یادگیری و به منظور ایجاد تغییرات نسبتاً پایدار در فرد، تا او را قادر به انجام کار بهبودبخشی توانایی ها، تغییر مهارت ها، دانش، نگرش و رفتار اجتماعی نماید. نتیجۀ آموزش در حوزۀ کار بهبود عملکرد شغلی است".
یادگیری سازمانی، سازمان یادگیرنده، سازمان خوداصلاحگر، همۀ اینها مفاهیمی است که مدیران جاهنی را با خود درگیر ساخته است.
اساساً طبق تعریف، یک سازمان یادگیرنده سازمانی است که در حال تغییر و بهبود مستمر با بهره گیری از دانش جدید و تسهیل این شرایط برای کارکنان می باشد.
آنچه در تعریف بالا حائز اهمیت و دشوارترین مرحله در توسعۀ سازمان ها است، تغییر است. تغییر است که فرصت های جدید را پیش روی سازمان می نهد و از مخاطرات می کاهد. سازمان را بالنده می کند و در برابر پویایی های محیطی آن را منعطف می سازد. و این تغییر است که اصلاح زل ممکن و مسیر طلایی «بقاء، توسعه، شکوفایی» را محقق می¬سازد.
آموزش، جزء کلیدی یادگیری و یادگیری بستر تغییر است.
«ایران تازه» با بومی سازی جدیدترین علوم مدیریت روز دنیا و بکارگیری آخرین متدها، مباحثی چون اصول بازاریابی ، فروش، روانشناسی مشتری، اصول زبان بدن، اصول مذاکرات حضوری، فروش تلفنی و ده ها مبحث «کاربردی» دیگر را برای مدیران، واحدهای فروش، بازاریابی، روابط عمومی و ... سازمان ها در محیطی کاملاً پویا، کاربردی و در تعامل با مشتریان واقعی به آموزش می گذارد. «ایران تازه» در پی تغییر است! و این مسیر «ایران تازه» است.
متخصصین نگان
آیا می دانید یکی از اصلی ترین اجزای واحد های فروش سازمانی، نیروی فروش کارامد است. نیرو های فروش به خصوص در شرایط بازار ایران نقشی اساسی در توسعه محصولات و خدمات ایفا می کنند به همین جهت است که جذب، گزینش و آموزش موثر این نیروها می تواند به ارتقای سازمانی کمک حائز اهمیت نموده و هزینه های بلند مدت سازمانی را به طرز قابل توجهی کاهش دهند.نیرو های کارامد، متخصص و وفادار در هر سازمان سرمایه هایی هستند که سازمان ها را در بسیاری از جنبه ها خودکفا نموده و بهره وری سازمانی را ممکن می سازند.
اما دستیابی و حفظ چنین نیروهایی از چه طریق ممکن است؟
پاسخ به این سوال اهمیت مبحث منابع انسانی در سازمان ها را گوشزد می کندو رسالت ایران تازه از این مرحله شروع و فرایند زیر شما را در رسیدن به این مهم یاری می دهد
نگان چیست ؟
نگان مخفف نظام گزینش و آموزش نیروی انسانی است که توسط مرکز مشاوره مدیریت ایران تازه ابداع گردیده است. در این مدل برای اولین بار در حوزه به کارگیری نیروی انسانی متخصص بازاریابی و فروش با نگرش بازار ایران توجه گردیده است که در قسمت زیر توضیحاتی در خصوص چگونگی اجرای فرآیند نگان و انتخاب یک نیروی مناسب و منطبق بر نیازهای سازمان را مشخص می نماید. البته این اطلاعات بصورت مختصر ارائه گردیده در صورت تمایل جهت دریافت اطلاعات تکمیلی، می توانید با ما تماس بگیرید .
شرح خدمات
الف. جذب:
ب. گزینش
شامل دو بخش
1. مصاحبه حضوری تخصصی
2. اجرای تستهای گزینش
1- مصاحبه حضوری :
در این قسمت متقاضیان طی جلسه 45 دقیقه به ازای هر نفر مورد ارزیابی قرار میگیرند این ارزیابی ها شامل:
1- IQ
2- روابط عمومی
3- آستانه تحمل
4- تخصص
5- سؤالات تخصصی کارفرما
2- اجرای تستهای گزینش:
در این مرحله کلیه متقاضیانی که از فیلتر مصاحبه حضوری گذر نمایند وارد این مرحله شده و پس اجرای آزمون در صورت موفقیت، در خصوص نوع، سمت و شرایط مالی کار با ایشان مذاکره می گردد.
لازم به ذکر است که مدت زمان اجرای تستها بصورت میانگین برای افراد مختلف بین 30 الی 60 دقیقه متغیر خواهد بود. شرح تستها:
1- تست هوش هیجانی
2- تست سنجش خلاقیت
3- تست MBTI (تیپ شناسی شخصیت)
پس از طی مراحل فوق پرونده پرسنلی نیروها در اختیار کارفرما قرار خواهد گرفت که شامل؛ تیپ شخصیتی با ذکر نقاط قوت و ضعف ،توانمندی علمی، قدرت هوش هیجانی (با 15 شاخص استاندارد)، سنجش خلاقیت، درون گرا یا برون گرا بودن نیرو می باشد.
تذکر مهم:
استخدام نیروها در محل شرکت کارفرما و توسط ایشان انجام خواهد شد.
درنهایت برگزاری دوره 20 ساعته تخصصی ویژه کارشناسان در حوزه بازاریابی و فروش
مهم ترين چيز در ارتباط، شنيدن چيزهايي است كه گفته نشده است.
ارتباطات یکپارچه بازاریابیIMC
Integrated marketing communication
ارتباطات قدرت است! عصر ارتباطات! روابط بهم پیوسته، بازاریابی رابطه مدار! مدیریت ارتباطات با مشتری!
آشنایی همۀ این جملات یک پیام بیشتر ندارند و آن اینکه ارتباطات، قدرت است! ارتباط به معنی ایجاد پیوند ذهنی، خلقی و روحی با مخاطب و عنصر اساسی انتقال اطلاعات است. ارتباطات عامل انتقال دهندۀ اطلاعات - بنیان عصر کنونی بعد از اعصار کشاورزی و صنعتی- و ایجادکنندۀ قدرت است.
رهیافت بنیادی عصر اطلاعاتی، مدیریت آن در پی مدیریت کسب و کار است. بنگاه های اقتصادی بعنوان اجزای تشکیل دهنده، پیش برنده و تضمین کنندۀ بقای جوامع، بیش از هر چیز نیازمند اطلاعات و ارتباطات صحیح و به هنگام اند.
بازاریابی - علم مدیریت تقاضا- به عنوان شریان اصلی حرکت بنگاه های اقتصادی نیز از این ورطه جدا نبوده و ارتباطات به عنوان جزء لاینفک و بنیادی آن تلقی می گردد. این نگاه با توسعۀ ابزارهای ارتباطی در بازاریابی نظیر تبلیغات، روابط عمومی، مدیریت ارتباط با مشتری، برنامه های ترفیعی و ترویجی فروش و تبدیل شدن هر یک از آنها به صنعتی مجزا و قدرتمند و تعیین کننده ، قابل تبیین و دستیابی است.
افزونی شرکت های تبلیغاتی، آژانس های روابط عمومی با مشتری، شرکت های تولیدکنندۀ نرم افزارهای مدیریت ارتباط با مشتری CRM و امروزه سیستم های وفاداری مشتری CLS ، همه اشاره هایی هستند واضح، در تأئید روند پروسعت ارتباطات در بازاریابی!
" ایجاد و درک نگرش اهمیت روابط درونی و بیرونی هر سازمان، گسترش آن به همۀ اجزای سازمان، مدیریت، بسط و یکپارچه سازی این ارتباطات با گروه های مخاطب هر سازمان از ذینفعان، سهامداران و تأمین کنندگان تا کارمندان، توزیع کنندگان و مشتریان را در حوزۀ بازاریابی رویکرد «ارتباطات یکپارچۀ بازاریابی» می نامند".
یک ایراد اساسی عدم درک «ارتباطات» در سازمان است. گاهی ارتباطات را تبلیغ می دانیم و گاهی برگزاری جشن و جشنواره ، گاهی در شکل هدایای رنگارنگ تبلیغی ظهورش می دهیم و گاهی تخفیفات و نمایشگاه را جزء ارتباطات سازمان قلمداد می-کنیم.
آری! همۀ این رهیافت ها Advertisement, Promotion, PR, CRM ارتباطات بازاریابی سازمان را شکل می دهند. اما ایراد از آنجا آغاز می شود که یک محور را فراموش می کنیم: یکپارچگی!
در رویکرد بین المللی امروز همانقدر که تبلیغ و ارتباط با مشتری اهمیت دارد، توجه به برقراری روابط یکپارچه میان فعالیت های ارتباطی سازمان نیز امری خطیر تلقی می گردد. بدون شک تناسب رنگ آمیزی تبلیغات چاپی، محیطی، نمایشگاهی و یونیفرم کارکنان، انکارناپذیر است. به همان نسبت انتخاب ابزارهای تبلیغاتی (مانند بیلبورد) بر مبنای ماهیت محصول و فرآیندهای هر سازمان ، پراهمیت شمرده می شود. همینطور برنامه ریزی مدون ارتباطی که بدانیم چه پیامی را برای چه کسی و در چه زمانی و در چه رسانه ای تبلیغ کنیم؟
شاید بعنوان یک مدیر ارشد تبلیغات یا روابط عمومی با این موضوع زیاد مواجه می شوید که یک آژانس تبلیغاتی بعنوان مشاور شما، برای محصول خوراکی شما همان شیوه و ابزار تبلیغاتی را پیشنهاد می کند که برای محصولات صنعتی شما!
این نگاه ایران تازه نیست!
تبلیغات
شاید عمیق ترین فعالیت در تثبیت یک محصول جدید، عملیات تبلیغی، ترویجی و ترفیعی آن باشد. شركتها بايد كاري فراتر از عرضهء محصولات يا خدمات خوب انجام دهند. آنها بايد مصرف كنندگان را از مزايا ومنافع محصول يا خدمات ، آگاه سازند واين اطلاعات را دقيقا در ذهن آنان جاي دهند.براي انجام دادن اين كار ، شركتها بايد ابزارهاي عمومي ترويج ، يعني تبليغات ،ترويج فروش ،فروش شخصي ، روابط عمومي و بازاريابي مستقيم را با مهارت به كار گيرند.علاوه بر این بکارگیری متد های نوین در بازاریابی الکترونیک، توسعه نام تجاری، ایجاد رضایت در مشتری و جایگاه سازی محصولات رهیافت هایی است که می تواند در دستیابی به هدف اساس تبلیغات یعنی معرفی محصول و تثبیت نام تجاری موثر واقع شود. به منظور تكميل مباحث قبلي ، در اينجا ابعاد تبليغات را بررسي مي كنيم.
تبليغات advertising هر شكلي از معرفي يا ترويجي غير شخصي انديشه ها ، كالاها و خدمات است كه با پرداخت پول ،از طريق رسانه هاي جمعي نظير روزناها ، مجله ، تلويزيون يا راديو با حامي مالي مشخص انجام مي شود.بسياري از سازمانها به منظور ارسال و انتقال پيام دربارهء خود ،محصولات وخدماتشان ،يا گونه هاي رفتاري مورد نظرشان به مخاطبان خاص از پيش تعريف شده به منظور برانگيختن پاسخي معين در آنان ، از تبليغات استفاده مي كنند. اين پاسخ ممكن است ماهيتا ادراكي باشد:مثلا مصرف كننده ، ديدگاه يا نگرش خاصي دربارهء محصول يا نام تجاري پيدا مي كند، يا اين احساسات و نگرش ها به وسيلهء تبليغات ، تغيير مي يابند. پاسخ مي تواند رفتاري باشد:به عنوان مثال ، مصرف كننده ، محصول را نمي خرد يا مقدار خريدش را افزايش مي دهد. تبليغ كنندگاني كه از آگهيها حمايت مالي مي كنند، نه تنها مؤسسات تجاري ، بلكه مؤسسات اجتماعي و غير انتفاعي نظير مؤسسات خيريه ، موزه ها و سازمانهاي مذهبي را دربر مي گيرد كه آرمانها و انگيزه هايي را در جمعيتهاي مقصد ،ترويج مي كنند.
تبليغات ، شيوهء مناسبي براي آگاهي بخشيدن به مخاطبان و ترغيب كردن آنان به قصد ايجاد ترجيح نسبت به يك كالاي معين در سطح ملي يا فرا ملي ، مثلا خريدن نوعي تلفن همراه ، مصرف آب معدني ، خوردن شير ،يا ترك يك عمل خاص مثل سيگار كشيدن است. تبليغ كنندگان ، نسبت به شيوهء مناسب در استفاده از بودجه هاي تبليغاتي به منظور نيل به اهداف ارتباطي خود ، دغدغهء خاطر جدي دارند و همواره در جستو جوي راهكاري منطقي با حد اكثر كارايي اند.
برنامه تبليغاتيcampaign
برنامه تبليغاتي ،مجموعه پيامهاي سازمان يافته با پيام يكسان يا داراي هويت همانند است كه طي دورهء خاصي دربارهء محصول يا خدمت معيني وبه منظور نيل به هدفهاي تعريف شده اي عرضه مي شوند. اين برنامه ، تلاش نظام مندي و طرح ريزي شده اي مركب از آگهي هاي مرتبط ، اما خودكفا و مستقل است. گرچه برنامهء تبليغاتي از طريق رسانه هاي مختلف ، بازتاب مي يابد ، مضمون ،درون مايه ، شعار واحد و رويكرد يكپارچه اي دارد.
مديريت بازاريابي به هنگام طراحي و توسعهء يك برنامه تبليغاتي بايد در پنج زمينهء مهم ، تصميم گيري كند. اين پنج زمينه عبارتند از :تدوين هدفها ،تنظيم بودجهء تبليغات ،استراتژي تبليغات(آفرينش پيام و انتخاب رسانهء تبليغات)، و ارزيابي تبليغات.
1.2-تدوين هدفها
اولين مرحله در توسعهء يك برنامه تبليغاتي «تدوين هدفهاي تبليغات» است. اين هدفها بايد بر اساس تصميمات مربوط به بازار هدف ، موقعيت دهي و آميختهء بازاريابي تعيين شوند و در واقع بيانگر وظيفه اي هستند كه تبليغات در برناهء عمومي بازاريابي به عهده دارد. پيش نياز تدوين هدفها تحليل موقعيت وپژوهش بازار است.
«هدف تبليغات» وظيفهء ارتباطي خاصي است كه بايد در مورد مخاطب هدف خاصي و طي يك دورهء زماني خاص ،تحقق يابد. هدفهاي تبليغاتي را مي توان بر حسب نوع مقصد ،طبقه بندي كرد وبر اساس ،هدف ما از تبليغات مي تواند اطلاع دادن ، ترغيب كردن يا يادآوري كردن باشد.
تبليغات اطلاع رسان Informative advertising عمدتا هنگام معرفي يك طبقهء محصول جديد به كار گرفته مي شود.در اين مورد ، هدف ، ايجاد تقاضاي اوليه است. بنابراين ، مثلا توليدكنندگان لوحهاي فشرده (CD)، مصرف كنندگان را در وهلهء اول از منافع ومزاياي سي دي در زمينهء صدا و سهولت استفاده آگاه مي سازد.
تبليغات ترغيبي (Persuasive advertising) هنگامي كه رقابت افزايش مي يابد اهميت بيشتري پيدا مي كند. در اين حالت ، هدف شركت ،پديد آوردن تقاضاي گزينشي است. مثلا هنگامي كه سي دي ها جاي خود را در بازار پيدا كردند و مورد قبول مصرف كنندگان قرار گرفتند ، شركت سازنده مي تواند مصرف كنندگان را نسبت به نام تجاري خودش ترغيب كند و ادعاي كيفيت برتر در مقابل پولي كه پرداخت مي شود ، داشته باشد.
تبليغات ترغيبي ، گاه شكل تبليغات مقايسه اي comparison advertising به خود مي گيرد كه طي آن ، شركت به طور مستقيم يا غير مستقيم ، نام تجاري خود را با يك يا چند نام تجاري ديگر مقايسه مي كند.
2.2-تبليغات چقدر بودجه مي خواهد؟
پس از تعيين هدفهاي تبليغات ، اقدام بعدي شركت ، تنظيم وتخصيص بودجهء تبليغات براي هر محصول است. نقش تبليغات، ايجاد تقاضا براي يك محصول است .شركت مي خواهد پول مورد نياز را براي نيل به هدف فروش ، هزينه كند.
پنج روش رايج براي تنظيم بودجهء ترويج و از جمله تبليغات وجود دارد. در اينجا برخي از عوامل خاص كه در تنظيم اين بودجه بايد به آنها توجه كرد، توصيف مي شوند.
*سهم بازار.نامهاي تجاري برخوردار ازسهم بالاي بازار معمولا به منابع مالي بيشتري در مقايسه با نامهاي تجاري داراي سهم بازار پايين نياز دارند. بنا كردن بازار يا گرفتن سهم از رقيبان ، نسبت به اقدام سادهء حفظ سهم موجود ، بودجهء بيشتر مي طلبد
* رقابت و شلوغي.در بازاري كه رقباي فراوان با بودجه هاي تبليغاتي بالا فعاليت دارند ، تبليغ يك نام تجاري بايد به گونه اي انجام شود كه صدايش فراتر از ازدحام وشلوغي بازار باشد.
*فراواني و دفعات تبليغ. هنگامي كه براي عرضهء پيام نام تجاري به مصرف كنندگان احتياج به تكرارهاي فراوان پيام است، بودجهء تبليغات بايد بيشتر باشد.
*تفاوت گذاري و تمايز محصول.چنانچه نام تجاري ، تشابه و همانندي نزديكي با ديگر نامهاي تجاري موجود در طبقهء محصول (چاي ، پودر هاي لباس شويي ، آدامس ،نوشابه و امثال آن) دارد ، لازم است براي متمايز كردن آن بودجهء تبليغات سنگين تري اختصاص يابد. هرگاه محصول تفاوت شاخصي با رقيبانش داشته باشد،مي توان براي گوشزد كردن تفاوتها به مصرف كنندگان ، از تبليغات استفاده كرد.
تنظيم بودجهء تبليغات كار آساني نيست. شركت چگونه مي تواند از درستي ميزان مصرف بودجه در اين زمينه آگاهي يابد؟ برخي انتقادات به شركتهاي بزرگ عرضه كنندهء كالاهاي مصرفي بسته بندي شده وارد است كه تمايل به صرف بيش از حد پول در زمينه تبليغات دارند ،حال آنكه شركتهاي صنعتي معمولا كمتر از حد لازم ،پول صرف اين امر مي كنند. منتقدان همچنين ، از يك سو ،ادعا مي كنند كه شركتهاي بزرگ توليد اقلام مصرفي ، مبالغ هنگفتي را صرف تبليغات تصوير كالا مي كنند ، بدون آنكه واقعا از تاثيرات آن آگاه باشند ، و به اين ترتيب ، به عنوان شكلي از «بيمه» يا «اقدام احتياطي» در مقابل عدم صرف بودجهء كافي ، پول بيش از حد هزينه مي كنند. ار آن گذشته ،مبالغي كه شركتها براي هزينه كردن در عرصهء تبليغات در نظر مي گيرند مبتني بر حساب سر انگشتي و روشهاي سنتي ، نظير ميزان استطاعت مالي يا نسبت متعارف تبليغات به فروش در صنعت مورد نظر است كه اعتبار و سنديت محدودي دارد. از سوي ديگر ، تبليغ كنندگان صنعتي تمايل به تاكيد و تكيهء بيش از حد بر نيروهاي فروش خود در زمينهء جذب سفارش دارند وبه اين ترتيب ، قدرت تصوير شركت و تصوير محصول در پيش فروش به مشتريان صنعتي رت دست كم مي گيرند. بنابراين ، آنها براي ايجاد آگاهي و شناخت در مشتري ، بودجهء كافي صرف تبليغات نمي كنند.
تبليغات ، واقعا چه ميزان تاثير بر خريد مصرف كننده و وفاداري نسبت به نام تجاري دارد؟در يك مطالعهء پژوهشي ، ضمن تجزيه وتحليل خريدهاي مربوط به محصولات پر فروش ، نتايج شگفت انگيز زير به دست آمد:
تبليغات در افزايش حجم خريد توسط خريداران وفادار ، مؤثر و در جذب خريداران جديد ، موجب تاثير كم تري است. براي خريداران وفادار ، ممكن است سطوح بالاي مواجهه با آگهي در هفته ، اثر بخش نباشد ، زيرا اثر بخشي آگهي در وضعيت نسبتا ثابتي قرار مي گيرد.... احتمال چنداني نمي رود كه تبليغات ، تاثير تجمعي (تراكمي) منجر به ايجاد وفاداري داشته باشد. ويژگيهاي بارز ، نمايش نماها ، وبه ويژه قيمت ، تاثيري قوي تر از تبليغات بر نوع پاسخ و واكنش مخاطب دارند.
اين يافته ها به ذائقهء فعالان عرصهء تبليغات خوش نيامد و برخي از آنها به روش شناسي و اطلاعات مربوطبه اين مطالعه اعتراض كردند. آنان مدعي بودند كه بررسي مذكور ،عمدتا آثار كوتاه مدت بر فروش را اندازه گيري كرده است وبنابراين ، نتايج به نفع قيمت گذاري و فعاليتهاي ترويج فروش كه آثار سريع تري در پي دارند ، به دست آمده اند. به عكس، بيشتر تلاش هاي تبليغاتي ، ماهها وحتي سالها طول مي كشند تا شرايط لازم براي ايجاد موقعيت مناسب و وفاداري مصرف كننده نسبت به نام تجاري را فراهم سازند. اندازه گيري اين آثار بلند مدت ، دشوار است. با اين حال ، پژوهش اخيري كه اطلاعات مربوط به يك دورهء ده ساله را بررسي كرده نشان داد كه تبليغات ، در بلند مدت ، موجب رشد فرش مي شود واين روند رشد ، حتي مي تواند تا دو سال بعد از خاتمه يافتن برنامهء تبليغاتي ادامه داشته باشد. اين بحث، براين نكته تاكيد مي كند كه اندازه گيري نتايج حاصل از مصرف كردن بودجه هاي تبليغاتي ،همچنان به عنوان موضوعي كه درك كافي و درستي نسبت به آن جود ندارد ، باقي مانده است(كاتلر وديگران،1999)
|
باز این چه شورش است که در خلق عالم است |
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است |
|
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین |
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است |
|
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو |
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است |
|
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب |
کاشوب در تمامی ذرات عالم است |
|
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست |
این رستخیز عام که نامش محرم است |
|
در بارگاه قدس که جای ملال نیست |
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است |
|
جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند |
گویا عزای اشرف اولاد آدم است |
|
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین |
پروردهی کنار رسول خدا حسین |