مشاوره بازاریابی


بازاریابی:

گسترش روز افزون و دربرگیرندگی مفاهیمی از نیاز، خواسته تا مبادله، معامله، عرضه و تقاضا، گسترۀ بازاریابی را تا سطح «علم مدیریت تقاضا» افزایش داده.

از نگاه ایران تازه فلسفۀ بازاریابی در 4 هدف حداکثری خلاصه می شود: حداکثر رساندن مصرف، حداکثر رساندن رضایت مشتری، به حداکثر رساندن حق انتخاب، به حداکثر رساندن کیفیت زندگی


"بازاریابی فرآیندی مدیریتی - اجتماعی است که بوسیلۀ آن افراد و گروه ها از طریق تولید و مبادلۀ کالا به تأمین نیازها و خواسته های خود اقدام می کنند".


مدیریت بازاریابی اجرای این فعالیت منطبق بر اهداف سازمانی در بالفعل سازی مشتریان بالقوۀ محصولات سازمان است. در این راه مدیر بازاریابی از تجزیه و تحلیل، برنامه ریزی اجرا و کنترل (وظایف اساسی مدیر) متمرکز بر فرآیند بازاریابی بهره می گیرد.

ابزارهای این راه شناسایی 4P ، حرکت در مسیر STP، توجه بر PEST ، توسعۀ BRAND و در نهایت ایجاب و بسط نگاه جامع PERMS است.
 
بازاریابی بسترسازی برای شکل گیری صحیح همۀ فرآیندهای سازمانی است که میوۀ آن «فروش مؤثر» است و این نگاه ایران تازه است

ایران تازه

بازاریابی اصلی ترین فرایند در عملیات کسب و کار هر بنگاه اقتصادی است. مرکزمشاوره مدیریت ایران تازه با ایجاد نگرش تفکیکی بین اجزای فرایند بازاریابی هر سازمان و سایر اجزای آن نظیر فروش، بازاریابی را بستر سازی سازمانی برای نیل به فروش مطلوب می داند.

وظیفه بازاریابی شناسایی نیازهای اجتماعی، بررسی خواسته ها و پاسخ دهی صحیح به تقاضا هاست از طریق مبادلات پولی و مالی.اصلی ترین رسالت فرایند بازاریابی در هر سازمان، توسعه نگرش مستحکم از محصولات آن سازمان بین مخاطبین هدفِ بالقوه و تلاش در بالفعل سازی آنان است. بازاریابی به بخشبندی، هدفگذاری و جایگاه سازیِ هر محصول می اندیشد و حفظ بازارهای فعلی و توسعه بازارهای جدید را در سر می پروراند. بازاریابی شریان وجودی سازمان هاست.

منطبق بر این تفکر مرکز مدیریت ایران تازه با بومی سازی و عملیاتی سازی آخرین متد های بین الملی در حوزه بازاریابی، شرح خدمات خود را به ترتیب زیر ارائه می نماید:

- برنامه بازاریابی شامل نحوه چگونگی ،حجم و مدت زمان اجرای عملیات بازاریابی

  -بازار هدف

-  بازاریابی مستقیم و غیر مستقیم

شامل طرح بازاریابی از کانال های غیر حضوری

-   استراتژی بازاریابی

شامل نحوه عملکرد سازمان در موقعیتهای گوناگون بازار

-  برنامه تبلیغاتی بلند مدت

شامل چگونگی و مدت زمان بهمراه حجم تبلیغات،بودجه بندی

- راه اندازی دپارتمان بازاریابی و فروش

- راه اندازی شبکه پخش مویرگی

-  بررسی اثر بخشی رسانه ای

و اما

«« نقص »» در بشر عاملی است که او را وادار می سازد در برابر احساسات درونی و کنش های بیرونی ، واکنش ها متقابل داشته و عدم تکامل خود را با دست آویزی به محیط پیرامون و مصنوعات ساخته شده ناشی از «قوه اختیار» خود جبران نموده و «حس محرومیت» را در خود رفع نماید.(2007,KOTLER)

کنش هایی از قبیل : سرما ، گرما ، طوفان ، سیل ، گرسنگی ، عشق ، احترام و پوشش همه محرک هایی هستند که انسان را وادار به واکنش نموده و «نیاز» را در او نهادینه ساخته اند.سپس نیاز به عنوان خصلتی و خاصیتی خدادادی از سرمنشأ نقص بشری او را پیوسته در جستجوی راهی و مسیری برای رفع محرومیت خود قرار داده است.

اما نوع بشر گسترده است و از شرق تا غرب گیتی او را پراکنده ساخته و در مسیر حرکت تاریخ بشری این گستردگی ، قومیت ، نژاد ، فرهنگ ، رسوم  و ارزشهای گوناگون را برای او سبب شده است. در نتیجه نیاز به عنوان نهادی مشترک در نوع بشر به دلیل این افتراقات ، شکل دهی گوناگونی از رفع نیاز را به خود دیده که در قالب «خواسته» بروز یافته است. همین اشتراکات و اختلافات ، بشر را در بدست آوردن خواسته هایش به تعامل و «مبادله» سوق داده و آنگاه که خواسته ای  داشته و چیزی با ارزش «پول» برای بدست آوردن خواسته اش، «متقاضی» نام گرفته است .

قوه اختیار «شکل های گوناگونی از رفع نیاز و بدست آوردن خواسته را که برای بشر«ارزش» دارد را موجب شد و آن را «کالا» (یا خدمت) نامیده که متناسب بود یا همان ارزشها و باورها و افتراقات بشری ناشی از پراکندگی های او.

گستردگی ها و پیچیدگی های انسانی ناگریز او را به «مدیریت تقاضا» هایش سوق داد و این مفهوم را تا سر حد «علم» پیش برد . و بازارها  ، کالاها ، مبادلات کمپانی ها ، کار ، رفاه و بسیاری از تعاملات و پارادایم های اجتماعی را پدید آورد.

«ثروت» در کنار حس تنوع طلبی بشر در شکل های بدست آوردن خواسته هایش ، رقابت ، خلاقیت ، گوناگونی در کالاهای یا ماهیت مشابه و «تکه تکه» شدن بازارها را سبب گشت.

امروزدیگر «نیازهای اولیه» بشر رفع و خواسته هایش برآورده شده است. دغدغه امروز او دیگر گرسنه نماندن نیست بلکه «کیفیت سیر شدن» و چگونگی آن مطرح است .«هسته ماهیتی» هر کالا اولویت چندم را یافته و آنچه مطرح است «آن چیزی است که بیش از آنچه که می- رم دریافت می کنم» و خود این مفهوم «ارزش افزوده»را پدیدار می سازد.

جایگاه اجتماعی ایجاد شده در پی استفاده از کالایی خاص ، راحتی بیشتر در کاربرد ، خرید محصولی که نیازی ندانسته را رفع می کند ، آنچه که «بعد از خرید» محصول اعطاء می شود و دهها و صدها مزیت دیگر آن چیزهایی است که بشر را به «مصرف» ترغیب می کند و رفتار او را شکل می دهد . رفتار سازمان ها را دگرگون می سازد و «فرایند نام سازی» برای کالاها را پدید می آورد .

«قیمت گذاری ها» را دست خوش تغییر می کند و «بخش بندی» ، «هدفگذاری» و «جایگاه سازی» را در بازار معنا می بخشد . این چنین است که «ارزش افزوده ناشی از استفاده از کالایی خاص» در رأس قرار می گیردو همه تحولات بازار را سبب و«بازار رقابتی»و پویایی محیطی و انعطاف سازمانی را موجب می شود . بخشی از این ارزش افزوده در رفع نیازها ، امروزه در قالب «خدمات» بروز یافته و یکی از مفاهیم اساسی « علم مدیریت تقاضا» را پدید آورده است.

«خدمات» علاوه بر کارکرد بعنوان بخش اساسی در ایجاد ارزش افزوده ، خود بعنوان شکلی از رفع نیاز به عنوان کالایی «ناملموس» در کنار محصولات قابل مشاهده ، یکی از مفاهیم اساسی امروز مدیریت تقاضاست که همین اهمیت است که پژوهش در این مقال را واجب می سازد.

در این میان و از سویی دیگر تحلیل در سازمانها و بنگاههای اقتصادی بعنوان واحدهای ارزش آفرین و ایجاد کننده ثروت و رفاه اجتماعی «واحدهای شکل دهنده جوامع بشری» و به کارگیری علم مدیریت تقاضا در آن واجبی دیگر است که بنگاههای اقتصادی را در بقاء ، ثبات و تعالی ناچار به آمادگی دائمی در برابر تغییرات روز به روز محیط رقابتی می کند و «رفتار سازمانی» را رقم می زند.

دقت در احوالات سازمانها و کمپانی ها و روابط پیرامونی ، رقبا و اهمیت آن ، خود سازمان ها را گاه در «جایگاه مشتری» و واحدی زنده که «نیاز» دارد و ناچار به رفع نیاز است قرار می دهد که شکل های مختلف رفع نیاز ، مفاهیم روابط بازار و مصرف کننده و ... نیز بر آن مصداق  می یابد.






ارسال سریع

پیام