مشاوره تبلیغاتی

ارتباطات قدرت است! عصر ارتباطات! روابط بهم پیوسته، بازاریابی رابطه مدار! مدیریت ارتباطات با مشتری!
آشنایی همۀ این جملات یک پیام بیشتر ندارند و آن اینکه ارتباطات، قدرت است! ارتباط به معنی ایجاد پیوند ذهنی، خلقی و روحی با مخاطب و عنصر اساسی انتقال اطلاعات است. ارتباطات عامل انتقال دهندۀ اطلاعات - بنیان عصر کنونی بعد از اعصار کشاورزی و صنعتی- و ایجادکنندۀ قدرت است. 
رهیافت بنیادی عصر اطلاعاتی، مدیریت آن در پی مدیریت کسب و کار است. بنگاه های اقتصادی بعنوان اجزای تشکیل دهنده، پیش برنده و تضمین کنندۀ بقای جوامع، بیش از هر چیز نیازمند اطلاعات و ارتباطات صحیح و به هنگام اند. 
بازاریابی - علم مدیریت تقاضا- به عنوان شریان اصلی حرکت بنگاه های اقتصادی نیز از این ورطه جدا نبوده و ارتباطات به عنوان جزء لاینفک و بنیادی آن تلقی می گردد. این نگاه با توسعۀ ابزارهای ارتباطی در بازاریابی نظیر تبلیغات، روابط عمومی، مدیریت ارتباط با مشتری، برنامه های ترفیعی و ترویجی فروش و تبدیل شدن هر یک از آنها به صنعتی مجزا و قدرتمند و تعیین کننده ، قابل تبیین و دستیابی است. 
افزونی شرکت های تبلیغاتی، آژانس های روابط عمومی با مشتری، شرکت های تولیدکنندۀ نرم افزارهای مدیریت ارتباط با مشتری CRM و امروزه سیستم های وفاداری مشتری CLS ، همه اشاره هایی هستند واضح، در تأئید روند پروسعت ارتباطات در بازاریابی!
" ایجاد و درک نگرش اهمیت روابط درونی و بیرونی هر سازمان، گسترش آن به همۀ اجزای سازمان، مدیریت، بسط و یکپارچه سازی این ارتباطات با گروه های مخاطب هر سازمان از ذینفعان، سهامداران و تأمین کنندگان تا کارمندان، توزیع کنندگان و مشتریان را در حوزۀ بازاریابی رویکرد «ارتباطات یکپارچۀ بازاریابی» می نامند".
یک ایراد اساسی عدم درک «ارتباطات» در سازمان است. گاهی ارتباطات را تبلیغ می دانیم و گاهی برگزاری جشن و جشنواره ، گاهی در شکل هدایای رنگارنگ تبلیغی ظهورش می دهیم و گاهی تخفیفات و نمایشگاه را جزء ارتباطات سازمان قلمداد می-کنیم. 
آری! همۀ این رهیافت ها Advertisement, Promotion, PR, CRM ارتباطات بازاریابی سازمان را شکل می دهند. اما ایراد از آنجا آغاز می شود که یک محور را فراموش می کنیم: یکپارچگی!

در رویکرد بین المللی امروز همانقدر که تبلیغ و ارتباط با مشتری اهمیت دارد، توجه به برقراری روابط یکپارچه میان فعالیت های ارتباطی سازمان نیز امری خطیر تلقی می گردد. بدون شک تناسب رنگ آمیزی تبلیغات چاپی، محیطی، نمایشگاهی و یونیفرم کارکنان، انکارناپذیر است. به همان نسبت انتخاب ابزارهای تبلیغاتی (مانند بیلبورد) بر مبنای ماهیت محصول و فرآیندهای هر سازمان ، پراهمیت شمرده می شود. همینطور برنامه ریزی مدون ارتباطی که بدانیم چه پیامی را برای چه کسی و در چه زمانی و در چه رسانه ای تبلیغ کنیم؟
شاید بعنوان یک مدیر ارشد تبلیغات یا روابط عمومی با این موضوع زیاد مواجه می شوید که یک آژانس تبلیغاتی بعنوان مشاور شما، برای محصول خوراکی شما همان شیوه و ابزار تبلیغاتی را پیشنهاد می کند که برای محصولات صنعتی شما!

  این نگاه شرکت ایران تازه نیست!  

تخصص ما تدوین کمپین های ویژه فعالیتهای اقتصادی ،سیاسی می باشد.

سرفصل خدمات:

طراحی از 0تا100 کمپین

تدوین برنامه عملیاتی

بودجه بندی

شناسایی رسانه اثربخش

بررسی اثر بخشی رسانه

اجرا یا نطارت بر اجرای برنامه

ارزیابی نهایی


از تبلیغات بیشتر بدانیم :

شاید عمیق ترین فعالیت در تثبیت یک محصول جدید، عملیات تبلیغی، ترویجی و ترفیعی آن باشد. شركتها بايد كاري فراتر از عرضهء محصولات يا خدمات خوب انجام دهند. آنها بايد مصرف كنندگان را از مزايا ومنافع محصول يا خدمات ، آگاه سازند واين اطلاعات را دقيقا در ذهن آنان جاي دهند.براي انجام دادن اين كار ، شركتها بايد ابزارهاي عمومي ترويج ، يعني تبليغات ،ترويج فروش ،فروش شخصي ، روابط عمومي و بازاريابي مستقيم را با مهارت به كار گيرند.علاوه بر این بکارگیری متد های نوین در بازاریابی الکترونیک، توسعه نام تجاری، ایجاد رضایت در مشتری و جایگاه سازی  محصولات رهیافت هایی است که می تواند در دستیابی به هدف اساس تبلیغات یعنی معرفی محصول و تثبیت نام تجاری موثر واقع شود. به منظور تكميل مباحث قبلي ، در اينجا ابعاد تبليغات را بررسي مي كنيم.
تبليغات advertising  هر شكلي از معرفي يا ترويجي غير شخصي انديشه ها ، كالاها و خدمات است كه با پرداخت پول ،از طريق رسانه هاي جمعي نظير روزناها ، مجله ، تلويزيون يا راديو با حامي مالي مشخص انجام مي شود.بسياري از سازمانها به منظور ارسال و انتقال پيام  دربارهء خود ،محصولات وخدماتشان ،يا گونه هاي رفتاري مورد نظرشان به مخاطبان خاص از پيش تعريف شده به منظور برانگيختن پاسخي معين در آنان ، از تبليغات استفاده مي كنند. اين پاسخ ممكن است ماهيتا ادراكي باشد:مثلا مصرف كننده ، ديدگاه يا نگرش خاصي دربارهء محصول يا نام تجاري پيدا مي كند، يا اين احساسات و نگرش ها به وسيلهء تبليغات ، تغيير مي يابند. پاسخ مي تواند رفتاري باشد:به عنوان مثال ، مصرف كننده ، محصول را نمي خرد يا مقدار خريدش را افزايش مي دهد. تبليغ كنندگاني كه از آگهيها حمايت مالي مي كنند، نه تنها مؤسسات تجاري ، بلكه مؤسسات اجتماعي و غير انتفاعي نظير مؤسسات خيريه ، موزه ها و سازمانهاي مذهبي را دربر مي گيرد كه آرمانها و انگيزه هايي را در  جمعيتهاي مقصد ،ترويج مي كنند.
      تبليغات ، شيوهء مناسبي براي آگاهي بخشيدن به مخاطبان و ترغيب كردن آنان به قصد ايجاد ترجيح نسبت به يك كالاي معين در سطح ملي يا فرا ملي ، مثلا خريدن نوعي تلفن همراه ، مصرف آب معدني ، خوردن شير ،يا ترك يك عمل خاص مثل سيگار كشيدن است. تبليغ كنندگان ، نسبت به شيوهء مناسب در استفاده از بودجه هاي تبليغاتي به منظور نيل به اهداف ارتباطي خود ، دغدغهء خاطر جدي دارند و همواره در جستو جوي راهكاري منطقي با حد اكثر كارايي اند.
برنامه تبليغاتيcampaign
برنامه تبليغاتي ،مجموعه پيامهاي سازمان يافته با پيام يكسان يا داراي هويت همانند است كه طي دورهء خاصي دربارهء محصول يا خدمت معيني وبه منظور نيل به هدفهاي تعريف شده اي عرضه مي شوند. اين برنامه ، تلاش نظام مندي و طرح ريزي شده اي مركب از آگهي هاي مرتبط ، اما خودكفا و مستقل است. گرچه برنامهء تبليغاتي از طريق رسانه هاي مختلف ، بازتاب مي يابد ، مضمون ،درون مايه ، شعار واحد و رويكرد يكپارچه اي دارد.

مديريت بازاريابي به هنگام طراحي و توسعهء يك برنامه تبليغاتي بايد در پنج زمينهء مهم ، تصميم گيري كند. اين پنج زمينه عبارتند از :تدوين هدفها ،تنظيم بودجهء تبليغات ،استراتژي تبليغات(آفرينش پيام و انتخاب رسانهء تبليغات)، و ارزيابي تبليغات.


1.2-تدوين هدفها
اولين مرحله در توسعهء يك برنامه تبليغاتي «تدوين هدفهاي تبليغات» است. اين هدفها بايد بر اساس تصميمات مربوط به بازار هدف ، موقعيت دهي و آميختهء بازاريابي تعيين شوند و در واقع بيانگر وظيفه اي هستند كه تبليغات در برناهء عمومي بازاريابي به عهده دارد. پيش نياز تدوين هدفها تحليل موقعيت وپژوهش بازار است.
«هدف تبليغات» وظيفهء ارتباطي خاصي است كه بايد در مورد مخاطب هدف خاصي و طي يك دورهء زماني خاص ،تحقق يابد. هدفهاي تبليغاتي را مي توان بر حسب نوع مقصد ،طبقه بندي كرد وبر اساس ،هدف ما از تبليغات مي تواند اطلاع دادن ، ترغيب كردن يا يادآوري كردن باشد.
تبليغات اطلاع رسان Informative advertising عمدتا هنگام معرفي يك طبقهء محصول جديد به كار گرفته مي شود.در اين مورد ، هدف ، ايجاد تقاضاي اوليه است. بنابراين ، مثلا توليدكنندگان لوحهاي فشرده (CD)، مصرف كنندگان را در وهلهء اول از منافع ومزاياي سي دي در زمينهء صدا و سهولت استفاده آگاه مي سازد.
تبليغات ترغيبي (Persuasive advertising) هنگامي كه رقابت افزايش مي يابد اهميت بيشتري پيدا مي كند. در اين حالت ، هدف شركت ،پديد آوردن تقاضاي گزينشي است. مثلا هنگامي كه سي دي ها جاي خود را در بازار پيدا كردند و مورد قبول مصرف كنندگان قرار گرفتند ، شركت سازنده مي تواند مصرف كنندگان را نسبت به نام تجاري خودش  ترغيب كند و ادعاي كيفيت برتر در مقابل پولي كه پرداخت مي شود ، داشته باشد.

تبليغات ترغيبي ، گاه شكل تبليغات مقايسه اي  comparison advertising به خود مي گيرد كه طي آن ، شركت به طور مستقيم يا غير مستقيم ، نام تجاري خود را با يك يا چند نام تجاري ديگر مقايسه مي كند.

2.2-تبليغات چقدر بودجه مي خواهد؟ 
پس از تعيين هدفهاي تبليغات ، اقدام بعدي شركت ، تنظيم وتخصيص بودجهء تبليغات براي هر محصول است. نقش تبليغات، ايجاد تقاضا براي يك محصول است .شركت مي خواهد پول مورد نياز را براي نيل به هدف فروش ، هزينه كند.

پنج روش رايج براي تنظيم بودجهء ترويج و از جمله تبليغات وجود دارد. در اينجا برخي از عوامل خاص كه در تنظيم اين بودجه بايد به آنها توجه كرد، توصيف مي شوند.
*سهم بازار.نامهاي تجاري برخوردار ازسهم بالاي بازار معمولا به منابع مالي بيشتري در مقايسه با نامهاي تجاري داراي سهم بازار پايين نياز دارند. بنا كردن بازار يا گرفتن سهم از رقيبان ، نسبت به اقدام سادهء حفظ سهم موجود ، بودجهء بيشتر مي طلبد
* رقابت و شلوغي.در بازاري كه رقباي فراوان با بودجه هاي تبليغاتي بالا فعاليت دارند ، تبليغ يك نام تجاري بايد به گونه اي انجام شود كه صدايش فراتر از ازدحام وشلوغي بازار باشد.
*فراواني و دفعات تبليغ. هنگامي كه براي عرضهء پيام نام تجاري به مصرف كنندگان احتياج به تكرارهاي فراوان پيام است، بودجهء تبليغات بايد بيشتر باشد.
*تفاوت گذاري و تمايز محصول.چنانچه نام تجاري ، تشابه و همانندي نزديكي با ديگر نامهاي تجاري موجود در طبقهء محصول (چاي ، پودر هاي لباس شويي ، آدامس ،نوشابه و امثال آن) دارد ، لازم است براي متمايز كردن آن بودجهء تبليغات سنگين تري اختصاص يابد. هرگاه محصول تفاوت شاخصي با رقيبانش داشته باشد،مي توان براي گوشزد كردن تفاوتها به مصرف كنندگان ، از تبليغات استفاده كرد.
تنظيم بودجهء تبليغات كار آساني نيست. شركت چگونه مي تواند از درستي ميزان مصرف بودجه در اين زمينه آگاهي يابد؟ برخي انتقادات به شركتهاي بزرگ عرضه كنندهء كالاهاي مصرفي  بسته بندي شده وارد است كه تمايل به صرف بيش از حد پول در زمينه تبليغات دارند ،حال آنكه شركتهاي صنعتي معمولا كمتر از حد لازم ،پول صرف اين امر مي كنند. منتقدان همچنين ، از يك سو ،ادعا مي كنند كه شركتهاي بزرگ توليد اقلام مصرفي ، مبالغ هنگفتي را صرف تبليغات تصوير كالا مي كنند ، بدون آنكه واقعا از تاثيرات آن آگاه باشند ، و به اين ترتيب ، به عنوان شكلي از «بيمه» يا «اقدام احتياطي» در مقابل عدم صرف بودجهء كافي ، پول بيش از حد هزينه مي كنند. ار آن گذشته ،مبالغي كه شركتها براي هزينه كردن در عرصهء تبليغات در نظر مي گيرند مبتني بر حساب سر انگشتي و روشهاي سنتي ، نظير ميزان استطاعت مالي يا نسبت متعارف تبليغات به فروش در صنعت مورد نظر است كه اعتبار و سنديت محدودي دارد. از سوي ديگر ، تبليغ كنندگان صنعتي تمايل به تاكيد و تكيهء بيش از حد بر نيروهاي فروش خود در زمينهء جذب سفارش دارند وبه اين ترتيب ، قدرت تصوير شركت و تصوير محصول در پيش فروش به مشتريان صنعتي رت دست كم مي گيرند. بنابراين ، آنها براي ايجاد آگاهي و شناخت در مشتري ، بودجهء كافي صرف تبليغات نمي كنند.
تبليغات ، واقعا چه ميزان تاثير بر خريد مصرف كننده و وفاداري نسبت به نام تجاري دارد؟در يك مطالعهء پژوهشي ، ضمن تجزيه وتحليل خريدهاي مربوط به محصولات پر فروش ، نتايج شگفت انگيز زير به دست آمد:

تبليغات در افزايش حجم خريد توسط خريداران وفادار ، مؤثر و در جذب خريداران جديد ، موجب تاثير كم تري است. براي خريداران وفادار ، ممكن است سطوح بالاي مواجهه با آگهي در هفته ، اثر بخش نباشد ، زيرا اثر بخشي آگهي در وضعيت نسبتا ثابتي قرار مي گيرد.... احتمال چنداني نمي رود كه تبليغات ، تاثير تجمعي (تراكمي) منجر به ايجاد وفاداري داشته باشد. ويژگيهاي بارز ، نمايش نماها ، وبه ويژه قيمت ، تاثيري قوي تر از تبليغات بر نوع پاسخ و واكنش مخاطب دارند.
اين يافته ها به ذائقهء فعالان عرصهء تبليغات خوش نيامد و برخي از آنها به روش شناسي و اطلاعات مربوطبه اين مطالعه اعتراض كردند. آنان مدعي بودند كه بررسي مذكور ،عمدتا آثار كوتاه مدت بر فروش را اندازه گيري كرده است وبنابراين ، نتايج به نفع قيمت گذاري و فعاليتهاي ترويج فروش كه آثار سريع تري در پي دارند ، به دست آمده اند. به عكس، بيشتر تلاش هاي تبليغاتي ، ماهها وحتي سالها طول مي كشند تا شرايط لازم براي ايجاد موقعيت مناسب و وفاداري مصرف كننده نسبت به نام تجاري را فراهم سازند. اندازه گيري اين آثار بلند مدت ، دشوار است. با اين حال ، پژوهش اخيري كه اطلاعات مربوط به يك دورهء ده ساله را بررسي كرده نشان داد كه تبليغات ، در بلند مدت ، موجب رشد فروش مي شود واين روند رشد ، حتي مي تواند تا دو سال بعد از خاتمه يافتن برنامهء تبليغاتي ادامه داشته باشد. اين بحث، براين نكته تاكيد مي كند كه اندازه گيري نتايج حاصل از مصرف كردن بودجه هاي تبليغاتي ،همچنان به عنوان موضوعي كه درك كافي و درستي نسبت به آن جود ندارد ، باقي مانده است(كاتلر وديگران،1999)

منتظر تماس شما هستیم